![]() |
![]() |
|
| بهترین وبلاگ ویژه طرفداران هری پاتر |
|
دیدی چی شد؟طی یه سری ماجرای پیچیده وبلاگم دوباره برگشت....اره بابا همون ققنوس طلایی قدیمیه...از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم....تمامی بازدیدکنندگان از این به بعد بیان به همون ادرس قدیمی یعنی این:
از تمامی کسانی که من جز لینکشون بودم تقاضا میکنم که ادرس لینکشونو تغییر بدن و همون ادرس قدیمی که در بالا بش اشاره شده رو قرار بدن...واقعا شرمنده ولی دیگه اینجوره دیگه در ضمن یه اپ بترکون توی همون وب قدیمی کردم که نظیر نداره...قرار بود توی این وب اپ کنم که یهو وبم برگشت ...پس منتظرم.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 8:59 توسط آرین |
|
|
چقدر خوبه که توی اپ هیچوقت صدای ادم معلوم نمیشه.جات خالی رفتیم اردو اصفهان چنان صدایی بهم زدیم که باید دید.دوستان بهم پیشنهاد کردن که توی این مدت برم رپ بخونم ولی من قبول نکردم و گفتم فقط هایده....خلاصه قصد داریم در چند روز اینده یه البومی بدیم بیرون....به جون خودم نباشه به جون تو حتما عملیش میکنیم.
من نمیدونم چرا هر وقت میرم اردو صدام اینطوری میشه.یه بار که افتضاح شد.راهنمایی بودیم و مارو بردن اردو.انقدر توی اردو خندیدیم که من دیگه صدام در نمیومد حالا از بد شانسی پس فرداشم جشنواره ی سرود باید میرفتیم و ....فرداش که من فقط از راه نامه نگاری با دبیران محترم و دوستان صحبت میکردم ولی انقدر مدیرمون که خدا ازش نگذره اب جوش ریخت توی گلوی من که گلوی من به غلط کردن افتاد که اصلا چرا از اولش گرفت!.....خلاصه پارسالم همینطوری و امسالم دقیقا همینطور...منتها امسال به فاجعه گی سالای پیش نشد.انقدر که مواظب سلامتم بودم.راستی حالا که بحث اردو شد جا داره که به چند تن از دوستان از جمله نیلو و مریم بگم:اردو اصفهان یادتونه؟نیلو اون کالسکه هه یادته؟وقتی رفتم نقش جهان به نیو گفتم به خدا همین الان گریه میکنم.خواستیم سوار کالسکه بشیم که من سوار نشدم . دوس نداشتم یاد خاطراتمون بیفتم چون مطمئن بودم دیگه تا اخر اردو میمیرم....بهترین اردوی زندگیم همون اردو بود که توی راهنمایی رفتیم..یکی دستمال بده...فیییییییین....اخیش....از غم و اندوه بگذریم و یه ذره به خاله زنکی درباره دنیل و اما و این بنده های خدا بپردازیم که مطمئنم الان همشون به غلط کردن افتادن از اینکه بازیگر شدن.اکوس دیگه راستی راستی تموم شد.خودم رسما خبرشو خوندم.باید به افتخار این روز بزرگ یه جشن بگیریم....فک کن که از فوریه 2007 بازی کرد تا فوریه 2009....دو سال تمام داره بی ابرویی میکنه...خاک بر سرش....اوه اوه اوه اما جونو بگو....واااای....این که میگفت من دوست پسر ندارم...حالا چه تند تند هم چنج میکنه...قبلا یه دوست پسر داشت که اسمش یادم رفته ولی فک کنم یه چیز تو مایه های تام بود حالا مثل اینکه با ایشون بهم زده و با یکی دیگه دوست شده که اسمش جی هست.انقدر زشتهههههههههههههههه....ولی خدا رو شکر که اما هم به یه نونو نوایی رسید تا دست از سر دنیل بنده خدا برداره.ولی من موندم از بین این همه پسری که توی دنیا وجود داره این گور خرو از کجا پیدا کرده....البته خدا در و تخته رو با هم جور کرده....چی؟عکس؟بلههههه....عکساشم داریم....عکسای ایشون در یک کلاب در لندن به همراه دوست پسر گرامی و برادر گرامی پخش شده که براتون حتما خواهیم گذاشت.اوه اوه یه خبر دیگه...جدیدا دنیل دیگه داره شاخ میشه هااا....فک کن فقط پاش به اسکار باز نشده بود....همینشم مونده....قراره امسال بره اسکار و نماینده فیلم هری پاتر بشه....بله دیگه ایشون به جشنواره های عادی دیگه رضایت نمیدن و از این به بعد فقط میره اسکار و گلدن گلاب و اینا...فقط کافیه بره اونجا و چشماش بچرخه...اون وقته که سرب د اغ بریزم تو چشمش...نکنه انجلینا جولی بیاد...احتمالا اگه دنیل انجلینا رو از نزدیک ببینه عنان از کف میده....اسکارلت جانسونو بگو....مخصوصا که دنیل یه بار اعلام کرده بود که از اسکارلت جانسون خوشش میاد...بدبخت شدیم رفت. عکس دنیل...فقط مونده بود دنیل عکسای پرفشنال بگیره(البته هنوز نسخه اصلی این عکس نیومده به خاطر همین نورش اینطوریه...به محض اینکه اومد واستون میزارم) اوهو...چه تیپی زده عکس اما...در همون کلاب که گفتم توی این عکس دوست پسرش معلومه...همونیه که لباسش قهوه ایه وای چه بامزه قبل از اینکه این عکسو ببینید به صحبتهایی که میان اما و جی رد و بدل میشه توجه کنید: جی:اگه گفتی من کیم؟ اما:جی اذیت نکن جی:کی گفته من جی ام؟ اما:اه جی بس کن جی:افرین حالا که درست گفتی این شکلات مال تو حالا عکسو ببینید(اونی که نیمرخش توی عکسه الکس برادر اما واتسونه) حالا خبر
خبر اول دنیل رادکلیف و تام فلتون به بیمارستان رفتند تا هولمز،بدلکار نقش هری پاتر در فیلمهای هری پاتر را ملاقات کنند ولی زمانی که از بیمارستان خارج شدند هردو شوکه شده بودند زیرا مثل اینکه هولمز تا اخر عمر فلج خواهد ماند
خبر دوم
جای دست جی کی رولینگ در شهر ادینبورگ ثبت شد.او که کتابهای هری پاتر را در این شهر خلق کرده بود بسیار خوشحال از این بود که جای دستش در این شهر برای همیشه ثبت شده بود و این را یک افتخار بزرگ دانست. خب دیگه اخبار تموم شد.حالا که بیکاری پاشو برو. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:3 توسط آرین |
|
|
بچه خیلی داری صحبت میکنیا دو دقیقه اروم بگیر گستاخ
چی؟ها؟ها؟به تو چه....خب به تو چه که انقدر دیر اومدم....اره واقعا به تو چه.....خب کار داشتم دیگه....اصلا میدونی چیه....دوس داشتم دیر بیام خب وقتتونو زیاد نمیگیرم....الان که دارم این متنو مینویسم اینجا داره در حد بوندسلیگا برف میاد...خیلی سرده...دیشب به این امید که فردا تعطیله هیچکی درس نخوند ولی تعطیل نشد و بوی دماغ سوخته سراسر شهر را فراگرفت...البته این وصله ها به ما نمیچسبه...ما درسمونو خوندیم....تازه امتحان ادبیات هم داشتیم به قول بعضیا:ساقیااااااااا(نیو با همون صدای مربوطه تصور کن) راستی راسته که میگن دنیل بالاخره بیخیال این نمایش شرورانه شد؟چی میگیییی!!!!!!....هاهاهاها....همه شام مهمون من...چی؟کجا؟کجا؟...حالا من یه چیز گفتم تو چرا باور میکنی.....بعد از دوسال تحمل سختیها بالاخره این بچه از خر شیطون پیاده شد و دست از سر این نمایش مرده شور برداشت....الحمدا... به افتخار این موضوع همه یه کف مرتب........خب دیگه بسه زیاد جو نگیرتت...حالا باید دم در خونه دنیل اینا پلاکارد بزنن:بازگشت پیروزمندانه رادکلیف به وطن را به خانواده محترم تبریک میگوییم....حالا دنیل دست از سر این نمایش برداشت و اما واتسون شروع کرد...مگه نشنیدی؟میگن قراره یه فیلم بازی کنه که تو مایه های اکوسه....اخرش اینام به پلیدی کشیده شدن...فقط همینم مونده بود که اما واتسون ملعون فیلم اون شکلی بازی کنه....خب دیگه حالا ساکت شید یه چندتا عکس ببینید.....
دنیل اون وقت میگن چرا انقدر اما واتسونو مسخره میکنید.حق داریم دیگه.
خوشتیپ که میگن اینه خبر
خبر اول جی کی رولینگ نشان افتخار فرانسه رو از رئیس جمهور فرانسه نیکلاس سارکازی دریافت کرد.و لقب شوالیه هم بهش تعلق گرفت. خبر دوم چند وقت پیش بدلکار دنیل رادکلیف توی فیلمهای هری پاتر در حال فیلمبرداری یکی از صحنه های فیلم به شدت اسیب دید و حالا خبر رسیده که روبه بهبودیه.هرچند هنوز نمیتونه دست و پاشو حرکت بده ولی مثل اینکه به زودی خوب خواهد شد و به فیلم برداری باز میگرده.
خب تموم شد . دیگه زیاد داری توی وبلاگ ول میچرخیا....مادر این بچه کجااااااس؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:15 توسط آرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 |
|
RSS
|